مرتضى مطهرى
549
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
2 . شبههء معدوم مطلق ريشهء تاريخى بحث دربارهء مسألهاى است كه تحت عنوان دفع شبههء معدوم مطلق عنوان مىشود كه در درس گذشته هم مقدارى دربارهء آن بحث كرديم . به نظر مىرسد اين مسأله از نظر ريشهء تاريخى از منطق - در بحث قضايا - پيدا شده و به فلسفه رسيده است ، زيرا در بحث قضايا اين سخن مطرح مىشود كه در هر قضيهاى ناچار است كه محكوم عليه در ذهن بيايد و براى ذهن معلوم و متصوّر باشد . آن وقت در آنجا شبههاى تحت عنوان شبههء مجهول مطلق طرح شده است كه بنابراين اگر چيزى به طور مطلق مجهول باشد قابل اينكه از او خبر داده بشود نيست ؛ هر چه كه از او خبر داده مىشود بايد به وجهى براى ذهن معلوم باشد ؛ و حال آنكه خود همين نوعى خبر است دربارهء مجهول مطلق . اگر اين مطلب درست باشد كه « المجهول المطلق لا يخبر عنه » خود همين نوعى خبر است كه از مجهول مطلق دادهايم . آيا اين قضيه كه مىگوييم : « المجهول المطلق لا يخبر عنه » قضيهاى است صادق يا قضيهاى است كاذب ؟ اينكه قضيهاى است صادق قابل بحث نيست ؛ يعنى شك ندارد كه اگر شيئى مجهول من كلّ وجه باشد ، يعنى ذهن هيچ التفاتى به هيچ نحو به او پيدا نكند خبر دادن از او هم محال